هایدگر مساله خود را نه از راه تعریف فلسفی سنتی، بلکه با نقد بنیادین آن آغاز میکند. او واژه دازاین را جانشین مفاهیمی چون سوژه، من، شخص و خودآگاهی میکند، چون معتقد است این مفاهیم همه از پیش فرض یک جوهر ثابت و حاضر را در خود پنهان دارند. دازاین موجودی نیست که ا…
هایدگر و اگزیستانسیالیسم
频道شرح و خوانش آثار مارتین هایدگر و فلاسفهی اگزیستانس
互动与广告
近 30 天帖子聚合
- 平均反应
- 9.5
- 平均评论
- 1.1
- 平均转发
- 15.9
- 广告帖子(30 天)
- 0
- 广告占比
- 0.0%
- 被提及(30 天)
- 0
榜单位置
各窗口最近一次榜单
暂未进入榜单
频道进入榜单池并满足数据条件后会显示名次。
最近帖子
按发布时间倒序,最多展示 8 条
نیچه جهان را نه مجموعهای از اشیاء، بلکه میدانی از نیروها میدید. هر نیرو یا کنشگر است یا واکنشگر. نیروی کنشگر شکل میدهد، تسخیر میکند، به سوی قدرت میرود، میآفریند. نیروی واکنشگر محدود میکند، مقاومت میکند، کند میکند. اما نکته ظریف اینجاست: این دو، نه…
کامو میگفت تنها مسئله فلسفی جدی، خودکشی است. یعنی آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا نه. اما منظورش خودکشی نبود، منظورش پاسخی بود که هر روز به این پرسش میدهی. برخی با فرار پاسخ میدهند، برخی با عادت، برخی با امید به فردا. کامو میگفت هیچکدام. پاسخ او، پایداری بود…
سارتر میگفت انسان محکوم به آزادی است. محکوم، چون خودش را نیافریده، اما یکبار که در جهان افکنده شد، مسئول همه کارهای خویش است. هیچ عذری نیست. نه خدا، نه طبیعت، نه جامعه، نه گذشته. هیچ کس نمیتواند جای تو تصمیم بگیرد. حتی اگر تصمیم نگیری، همان هم تصمیم است. فرا…
نیچه میگفت انسان طنابی است میان حیوان و ابرانسان، طنابی بر فراز پرتگاه. نه حیوانی که هست، نه ابرانسانی که هنوز نیست. چیزی میان این دو، در حال گذر. و اگر بپرسی چه چیزی این طناب را نگه میدارد، پاسخ میدهد: هیچ چیز. خودت باید نگهش داری. خودت باید راه بروی. او م…
💥 برای مردم شهر اغلب عجیب است که یک نفر، تک و تنها برای چنین مدت طولانی و ملال آوری میان کوه ها و بین روستایی ها به سر برد... اما اسم این تنهایی نیست؛ «خلوت» است. در کلان-شهرها می شود از هر جای دیگری تنها-تر بود اما هیچوقت نمی شود احساسِ خلوت کرد. قدرت عجیب و…
هگل میگفت تاریخ، میدان تصادفها نیست. در پس هر آشوب، خردی پنهان کار میکند. او این را حیله عقل نامید: عقل از امیال و منافع افراد استفاده میکند تا به هدف خود برسد، بیآنکه آنها بدانند. اسکندر و ناپلئون به دنبال جاهطلبی خود بودند، اما ابزار تاریخ شدند. انسان…
زندگی از دور، چون رودی است که آرام به دریا میرود. اما از نزدیک، موجی است که هر لحظه بر خود میشکند. شوپنهاور میگفت زیر همه چیز، ارادهای کور و بیپایان خوابیده است. ارادهای که نه میبیند، نه میداند، فقط میخواهد. این اراده در تو، در من، در سنگ و گیاه و ستا…
相似频道
基于 Telegram 官方相似频道推荐
暂无相似频道
等待相似频道抓取任务运行。